تبليغاتX
عشق از دید عاشق

قهر مکن فرشته روی دلارا 

ناز مکن ای بنفشه موی فریبا 

طعنه ودشنام تلخ .این همه شیرین 

چهره پر از خشم وقهر.این همه زیبا؟ 

ناز تو را میکشم به دیده منت 

سر به رهت می نهم به عجز وتمنا

عاشق زیباییم .اسیر محبت  

هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا

از همه باز آمدیم وبا تو نشستیم  

تنها .تنها.به عشق روی تو تنها! 

بوی بهار است وروز عشق وجوانی  

وقت نشاط است وشور ومستی وغوغا 

خنده گل را ببین به چهره گلزار  

آتش می را ببین به دامن مینا  

فردا.فردا مگو که من نفروشم 

عشرت امروز را به حسرت فردا  

بس کن! بس کن! ز بی وفایی بس کن  

بازآ.بازآ.به مهربانی بازآ! 

شاید با این سروده های دلاویز. 

بار دگر .در دل تو گرم کنم جا.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 11:11  توسط بیتا | 

اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده


خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد


 

باور عشق برایش سخت است ...


 

ای خدا باز به یاری نسیم سحری


 

می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد ...    


 


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 10:41  توسط بیتا | 

نمی بخشمت .... بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ....

بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت ....

بخاطر دلی که برایم شکستی .... بخاطر احساسی که برایم پر کردی .... نمی بخشمت....

بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی .... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی ....

ومی بخشمت که بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی .... هیچ وقت فراموشت نمی کنم


 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 10:38  توسط بیتا | 

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست


از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست
 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 10:35  توسط بیتا | 

دلتنگم

دلتنگ يک جرعه عشق
من در اين تاريکي پي نور ميگردم...
پي خورشيد پي عشق...
تا که شايد در اين تاريکي شبه تيره تنهايي قلبم در ميان پرتوهاي نور عشق محو شود
اما افسوس...!
افسوس که شده ام تنها راهنماي تک تک سرابهاي عشق و وصال در کوير تنهايي قلبم
دلم ميگيرد...
از سردي ديوارهاي تنگ و بي روح اين اتاق
دلم ميگيرد وقتي به ديوارهايي مينگرم که در اين تنهايي ، تنها اميدي واهي به قلبم ميبخشد
ديوارهايي که روي آنها تابلوي وصال دستانم را به دستانت کوبيده ام
تابلوهايي که سالهاست با نگاه به آنها تنهايي و بي کسي را در اتاقم سر کرده ام
حال وقتي دست به قلم ميبرم ، قلم قرمز عشقم خون گريه ميکند
از دردهايي که در اين کوير بي کسي کشيده ام
تنهايي...!!!
تنها واژه مانوس با قلبم
متنفرم...
از تک تک آجرهاي اين اتاق سرد و بي روح که مرا در خود حبس کرده
خشت هاي يخي...
آجرهاي زندان تنهايي و دوري من !!!
کاش گاهي از کنار دلم گذر ميکردي...
تا گرمي عشقت يخهاي تنهايي اين اتاق را آب ميکرد...
و زندان جداييم راويران ميساخت !!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 10:25  توسط بیتا | 

سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه


زیبارویی که می داند زیبایی ماندنی نیست پرستیدنی ست.(ارد بزرگ)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 12:26  توسط بیتا | 
تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟
عکس عاشقانه
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 12:27  توسط بیتا | 

نامه عاشقانه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 12:25  توسط بیتا | 
بگذار عشق
 


مال کسانی باشد که سفاهت عاشق پیشگی دارند


 من وتو


شجاعت عاقل بودن داریم


 آنقدرکه بدانیم


وقتی عشق ازدرمی آید


تنها رنج است


که با ان خروار خروار برسر آوار می شود


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 17:51  توسط بیتا | 

Click to view full size image

اینو بدون که قلبم توی دستت اسیره
اشک غم رو گونه هام مثل چشمه ای روونه
می خوام بدون عشقت دیگه دنیا نباشه
نذار بی تو بمونم دلم از تو جداشه
بی تو حتی نمیشه دیگه تنها بمونم
توی سکوت غم هام به یاد تو بخونم
بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
با تو هر جاباشم دیگه غمی ندارم
چرا گذاشتی رفتی من و با خاطراتت
نگفتی من میمیرم به دور از عشق پاکت
به انتظار نشستم تو خلوت و تنهایی
تا که بیای دوباره دیگه تنهام نذاری
بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
با تو هر جاباشم دیگه غمی ندارم
اینو میخوام بدونی توی دستت اسیرم
اسیر اون نگاهت از عشق تو می میرم
ای که برام خدایی نذار تنها بمونم
تو این دیار غربت از بی کسی بخونم
ای کاش می شد بدونی از تو نگام بخونی
قصه بودنت را برام از نو بخونی
بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم
با تو هر جاباشم دیگه غمی ندارم

Click to view full size image

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 15:52  توسط بیتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان
به این وبلاگ خوش آمدید
رهگذربگذربا يك نظر

نوشته های پیشین
دی 1389
آذر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
درد عاشق معشوق است
سونيا جون(عاشق)
*.*بي كس*.*
اميد تنها(ترانه عشق)
زينب(فرشته هاي آسماني)
نوشين جون
ستاره مكيده
شهريار جان
سهيل جون(*.دوستت دارم.*)
ميلادجون
حامد جون(عشق محبت دوستی)
بي كس وتنهايي
بر سر عشق چه آمد؟
خزان عشق
*هرچه دل تنگت ميخواهد بگو...*
خزان عشق
سلطان در باران
راه عاشقي
گل سرخ
كلبه عشق
قاتل دیوانهi love you
عشق چرت و پرت بی خیال
بيخيال.. هر چه مي خواهد دل تنگت بگو
قفسی قد تموم آسمون
۩۞۩ همسر - زناشویی ۩۞۩
فصل عاشقی
ماه وستاره
کلبه تنهایی
قطره های اشک
جزیره من
¤––•«( زیر بارون )»•––¤
آقا محسن
*پرستو جان*
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

Just try to right click on me Just try to right click